IRAN DROPS OUT OF OLYMPICS

President Ahmadi Nejad has announced that IRAN
wont participate in the next summer olympics . He
noted that " anyone who can run , .jump , or swim
has already left the country
سازمان اطلاعات امریکا بر اساس شنود تلفنی مقامات ایرانی اطمینان یافته است که از سال 2003 برنامه ساخت سلاح اتمی در ایران متوقف شده است. واقعا باید گفت که حیف نانی که به نام امنیت ملی مشغول شکنجه کردن چند دانشجو و کارگر و معلم است. آن حیف نانی که با نام امنیت ملی زنان را به زندان افکنده است.برود و از شرم سرش را در خاک پنهان کند. به زبانی دیگر خاک بر سرتان که جلوی دهان گشادتان را هم نتوانستید بگیرید و با موبایل های اهدایی دایی و خاله و عمه جان را در جریان امور نهادید. خاک بر سرتان که سایت هایی مثل کمپین یک میلیون امضا را فیلتر می کنید ولی جلوی شنود سازمان اطلاعات آمریکا از محرمانه ترین امور یک حکومت را نمی توانید بگیرید. این وزارت اطلاعات که زورش به چند تا آدم بی پناه می رسد و نویسنده خفه می کند، عرضه این را ندارد که بفهمد، عده ای از آن سر دنیا حتی تلفنهای جناب رهبر دشمن شناس و آقا مجتبی خبره در امور رای سازی را نیز تحت نظر و کنترل دارند. با این حیف نانهایی که مسئول امنیت کشور هستند اگر فردا از اتاق خواب این جنابان هم فیلم در یوتوب ببینیم، تعجب نمی کنیم.
حتی روستائیان فهیم استان اصفهان از ملایان انگلیسی بهتر میفهمند .
خدا این اخوندا رو ور زمینشون بزنه....
اسلامشون رو پیاده کردن....
اینا انگلیسی اند و معلومس ....
...اینا گوشه ای از فرمایشات اخیر ملا محسن قرائتی هستش که اسلام و مسلمین رو مستفیض فرمودن!!!!!!!!!!!!!!!!!ا
پیغمبر روی منبر بود که یک زن به وی مراجعه کرد و گفت من شوهر میخواهم. پیغمبر سخنرانی خود را قطع کرد و گفت چه کسی حاضر است این زن را بگیرد. شأن ازدواج این قدر بالاست»!!!!ا
یاللا....یا برا من همین حالا یه شوهر گیر میاری،یا خودتو چنان شوهری میکنم که چهارتا عرب دیگه هم عبرت بگیرن!!!!ا
"«شب اول هر ماه آمیزش جنسی مکروه است جز شب اول ماه رمضان که این کار مستحب است. این نشان میدهد که باید راه را باز کنیم"!!!!ا
مگه ما کمباین یا جاده صاف کنیم که بخواهیم راهو باز کنیم...مگه جاده تهران-شماله که ....!!!ا
«اگر قرآن را کنار بگذاریم، گیج میشویم.»!!!!ا
میگم چرا من هی سرگیجه میگیرم، نگو قرآن خونم اومده پایین....
غربیهادر لذت جنسی هم سرشان کلاه رفته است و لذت جنسیشان کمتر از مومنان است" !!ا
طفلک راست میگه، غربی ها که حق ازدواج با 4 تا زن و شونصد تا صیغه رو که ندارن
«در آمریکا طلاق گرفتن مانند تاکسی گرفتن در ایران است» !!!!!!!ا
تو ایران مثل پیاده رویه، نمیخواد منتظر تاکسی باشی!!!ا
«خدا به زنان میگوید زینت خود را به کس دیگری نشان ندهند. این باعث میشود که در لذت جنسی تمرکز به وجود آید و لذت آن چند برابر شود».
این دقیقا نشان میده حاجی قبل از همبستر شدن با صیغه اش کلی یوگا و تمرکز اعصاب کار میکنن...بعدش .....!!!ا
«اگر کسی زود ازدواج کند، 60درصد ایمان خود را حفظ کرده است»!!!!ا
پس در نتیجه اگه کسی بخواهد صد در صد ایمانشو حفظ کنه، باید حتما دو تا زن بگیره....حداقل!!!!!!!!ا
«چه کسی گفته است در محرم و صفر رابطه زناشویی نباید باشد»ا
این یعنی اینکه یه بار باصدای بلند میگین یا حسیییییییین،بعد کارو شروع میکنین!!!!!!!!!!!!!ا
چه کسی گفته باید به دلیل مرگ فلانی تا 40 روز ازدواج را عقب بیندازیم. من دخترم را در دبیرستان شوهر دادم!!!!!!!!ا
خاک تو سرت...یعنی دختره تازه یاد گرفته آفتابه دستش بگیره که شوهرش داده!!!!!!!!ا
ما روی میخ نشستیم میگوییم آخ!!!!!!!!!!!!!!!ا
اینو بهش میگن سخن نغز...
در مدت عقد، زن و مرد باید از هم کام بگیرند اما دیرتر سر زندگیشان بروند. این کار چه اشکالی دارد؟!!!!!!ا
شیرین کام، با شیرینی های کام!!!!!!!!ا
قران میگوید وقتی زن ناشزه شد، رختخوابت را از وی جدا کن یعنی لذت جنسی آنقدر اهمیت دارد!!!!!!!!ا
ماشالله لذت برای حاج آقا،فقط جنسی...بقیه کشک!!!!ا
در روایت داریم اگر کسی خواست با زنش خلوت کند، حق دارد هیچکس را به خانه راه ندهد!!!ا
نه...پس میخواستی در و همسایه رو هم دعوت کنه بیان دور هم صفا کنن؟!؟!؟
الان ازدواجها، ازدواج آدمها نیست بلکه ازدواج قالی و ماشین است.!!!ا
قالیچه محترمه...آیا وکیلم که شمارا به عقد دایم این فرش ماشینی دربیاورم؟!؟!؟...(قالیچه رفته قالیشویی!!!!ا
نمیخواهم از دانشگاه آزاد تعریف کنم اما دانشگاه آزاد از زمان تشکیل خود قیدها را برداشته و در بیابانها دانشگاه ساخته است. از مدرسین بازنشسته استفاده میکند. چه اشکالی دارد بقیه ارگانها نیز ساختارشکنی کنند.!!!!آ
یعنی تر زده به دانشگاه آزاد ....ها....یکی نیس بگه اوشغول...آخه این تعریفه؟!؟!؟
بزودی با انتخابات انتصابی مجلس شورای اسلامی و بعد از آن با انتصابات انتخابی ریس جمهوری رو برو خواهیم بود .
بر خلاف بزغاله ها که از سهمیه بندی بنزین ناراحت هستند و از اقای دکتر و همپالکی های ایشان گله مند هستند . شاهد حمایت بیش از پیش نمایندگان از ایشان هستیم . همانطور که در تصویر زیر ملاحظه میکنید . نماینده شمال شهر در مجلس اینچنین مورد استقبال قرار گرفته است . حتی بچه ها هم با ایشان عکس یادگاری گرفته اند .
ضمنا این شخصیت محترم ضمن اینکه نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی هستند با حفظ سمت نمایند بیت رهبری در مجمع تشخیص منفعت نظام هم هستند .

خداوند به همگی این زحمتکشان قوت بیش دهد .
دختر لبنانی : ایهود المرت شریف تر از حسن نصر الله است .
واقعا چرا امام چهاردهم و هم پالکی هایش دست از سر مردم لبنان و فلسطین بر نمیدارند .

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
و این هم به مناسبت روز جهانی ایدز ....بخونید
توی قطار نشسته بودم. حدود ۴-۵ سال پیش بود. داشتند تعداد زیادی از بسیجی های شهرستان های کشور را می بردند به طرح تابستانه ای به نام "طرح ولایت".
توی کوپه کناری ما ۶ تا از این بچه های نوجوان بسیجی نشسته بودند. تازه سبیل روی صورتشان سبز شده بود. ایستاده بودم توی راهروی قطار.در کوپه شان باز بود و من ناخودآگاه به حرفهایشان گوش می دادم.
یکی از نوجوان ها به دیگری گفت: "حالا کار خدا را ببین.میگن یه میکروبی هست که از طریق جماع منتقل میشه. اما حاج اقا "حجت الاسلام فلانی" می گفت که اومدن تحقیق کردن دیدن اگه دو نفر که با هم ارتباط دارن صیغه خونده باشن این میکروب منتقل نمیشه و مریض نمی شن."
کنجکاو شدم٬ نگاه انداختم توی کوپه شان.
نوجوان دوم با دهان باز نگاهش می کرد. دست آخر گفت چه قدرتی داره خدا. یعنی اگر صیغه بخونیم دیگه مریضی رو نمی گیریم؟خیلی جالبه...
با خودم فکر کردم در این طرح های ولایت و ... که اینهمه خرجشان می شود٬ بسیجی ها را می آورند که اینها را برایشان بگویند؟ اینهمه خرج می کنند٬ بچه های مردم را می آورند که خرافات بارشان کنند؟
از شنیدن حرفهایشان خیلی ناراحت شدم... قطار ایستاد٬ پیاده شدم بلکه حالم عوض شود.
و امروز فکر می کنم اگر آن دو جوان بسیجی در این سالها قربانی ایدز شده باشند٬ چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ و از دست ایدز هم که جان سالم بدر ببرند٬ چگونه بدانم که قربانی خرافات نخواهند شد؟ کدام یک خطرناک ترند برای او؟ ایدز یا خرافات؟
روز جهانی ایدز بهانه ای بود برای نوشتن این خاطره قدیمی.
آخوندها این عروسکهای خیمه شب بازی انگلیس . این عوامل فساد و این کثیف ترین موجودات در کائنات با مردم با فرهنگ ایرانی چه میکنند . برای اغفال مردم فهیم ایران چه ژستها که نمیگیرند ....

گزارشی از مراسم یاد بود شهید زهرا بنی یعقوب که توسط عوامل امام چهاردهم حضرت امام سید علی حسینی خامنه ای (۲ ع ) بعد از تجاوز به عنف بقتل رسید .
حدود ۲۰۰ نفز از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و دانشکدهء داروسازی، صندلیهای قرمز رنگ سالن رازی را پر کردهاند و منتظرند تا خانوادهء دکتر زهرا به جمع آنها اضافه شود. دم در ورودی سالن رازی یکی از دانشجوها مشغول چسباندن توماری به دیوار است. این تومار که در برگیرندهء خواستهء دانشجویان برای معرفی عاملان مرگ دکتر زهراست، خطاب به قوهء قضاییه نوشته شده: «به این وسیله مراتب اعتراض خود را نسبت به آنچه بر دکتر زهرا رفته است، اعلام داشته و خواهان تشکیل هیات نظارت و بازرسی برای معرفی عاملان این حادثه تاثربرانگیز هستیم.» این نامه را بیشتر از سه هزار دانشجو امضا کردهاند.
پیش از شروع مراسم، موزیک متن محزون فیلم «بوی پیراهن یوسف» ساخته مجید انتظامی در سالن پخش میشود. رحیم بنییعقوب با چشمهایی نمناک همراه با همسرش از راه میرسند و به ردیف اول راهنمایی میشوند. مینشینند و به عکس بزرگ ویدیویی زهرا که در پس زمینهء صحنه قرار دارد، خیره میشوند.
کف صحنه حدود ۴۰ عدد شمع روشن قرار دارد که به نظر با ترتیب خاصی چیده نشدهاند. در گوشهء سمت چپ هم شش عدد صندلی در دو ردیف چیده شده است. صندلی وسط ردیف اول به طور نمادین به زهرا تعلق دارد و همه جای آن پر از شمعهای روشن است.
چند نفر از دانشجویان، هر یک چند جمله ادبی را برای حاضران میخوانند. یکی از آنها این چنین میگوید: «چقدر خستهام من امروز، تمام درسهایم را خواندهام، چند سالی میشود به صبحی میآیم تا به عصری، آخر فردا که از راه میرسد من پزشک این دیارم، مردمانی بباید که من درمان کنم، اما نمیدانم که روح رنجورم را به چه درمان کنم، فردای من چه خواهد شد آیا…»
رحیم (برادر دکتر زهرا )برای سخنرانی به روی سن میرود. ابتدای حرفهایش عذرخواهی میکند که با صدایی مملو از بغض سخن میگوید و بعد این چنین آغاز میکند: «باور نمیکند دل من مرگ خویش را/ آخر چگونه این همه رویای نو نهال/ نگشوده گل، ننشسته در بهار/ میپژمرد به جان من و خاک میشود.»
رحیم گریهکنان ادامه میدهد: «زهرا جان! چند روزی که از پرکشیدنت گذشته بود، برای پیدا کردن مدرکی که نشان دهد تو پزشک بوده ای و به طور داوطلبانه برای خدمت به نقاط محروم رفتهای به سراغ وسایل تو میروم. در ابتدای جزوههایت دایما به این جمله بر میخورم: «الهی یاد تو میان دل و زبان است و مهر تو میان سر و جان» و دلم دوباره آتش میگیرد. ای کاش میدانستی که گریههای زنان روستایی وقتی که برای آوردن یادگاریهایت به روستای «سیس» رفته بودم با من چه کرده است.»
برادر دکتر زهرا به حرفهایش خاتمه میدهد: «سوالهای زیادی دارم که از تو بپرسم. سوالهایی که تا لحظه مرگ در سینه ام میماند.»
مراسم تمام میشود. رحیم که از سالن خارج میشود دور و برش را دانشجوها پر میکنند. یکی از همکلاسیهای دکتر زهرا خطاب به رحیم میگوید: «قرار بود چند نفر از بچههایی که با زهرا دوست بودند، سخنرانی کنند; اما چه میتوان کرد. برای ما محدودیت ایجاد کردهاند.»
روز دوشنبه قرار بود مراسمی نیز برای گرامیداشت زهرا در دانشکدهء علوم پزشکی دانشگاه تهران برگزار شود که به گفتهء رحیم بنییعقوب این مراسم لغو شد.
یکی دیگر از دانشجویان که خود را عضو سازمان نظام پزشکی معرفی میکند دربارهء فعالیتهای خود برای پیگیری موضوع دکتر زهرا به رحیم میگوید: «با دکتر صدر، رییس سازمان نظام پزشکی صحبت کردیم و ایشان هم نامهای را خطاب به رییس قوهء قضاییه نوشتند و ارسال کردند. تا حد توان پیگیریهایمان را ادامه خواهیم داد.» یک دانشجوی دیگر به رحیم میگوید: «اجازه دهید مساله روال قانونی خود را طی کند. من از شما خواهش میکنم که مساله را سیاسی نکنید و کار را به ما دانشجویان واگذار کنید. هر چند که دانشجویان مارک دار هم نباید در این مساله دخالت کنند.»
رحیم آخرین خبرهای مربوط به پروندهء خواهرش را برای دوستان او بیان میکند: «پس از گذشت یک ماه و نیم از مرگ زهرا و شکایت ما، برای متهمان پرونده به دلیل دستکاری در پرونده و زمان بازداشت ونه به دلیل مرگ خواهرم در بازداشتگاه، قرار وثیقه شان صادر شده است. حکم بازداشت زهرا ۲۴ ساعت بوده اما او را ۴۸ ساعت در بازداشتگاه نگه داشتند.اکنون تاریخ بازداشت را در پرونده یک روز به جلو آوردهاند تا زمان بازداشت را همان ۲۴ ساعت جلوه دهند.»
او ادامه میدهد: «برای متهمان پروندهء مرگ خواهرم وثیقههای یک یا دو میلیون تومانی تعیین شده است . این متهمان حتی یک روز هم در بازداشت نبودهاند. فقط برای رئیس بازداشتگاه وثیقه ۲۰ میلیونی تعیین شده است ولی او همچنان در سمتش باقی است و بازداشتگاه تحت ریاست او اداره میشود.»
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
من و لیلا به خانواده محترم دکتر شهید زهرا بنی یعقوب تسلیت عرض کرده و در انعکاس این تجاوز بیشرمانه و این قتل ناجوانمردانه به تمام مجامع جهانی حقوق بشر از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهیم کرد .
حتی نامه ای به ملکه انگلیس این مادر بزرگ ملایان کثیف نوشتیم و متذکر شدیم که او چنین حرامزادگانی را بر ملت ایران تحمیل نمود تا دآرمد های خاک گرانبهای ایران را به تاراج برد .
به نظر شما قاتل زهرا کیست ؟
روز چند شنبه مورخه چهاردهم / هفت / هزارو سیصدو هشتادو جهل
=====================
تا ساعت شش صبح در خانه کار میکردم. آقای [عبدالله] جاسبی آمد. در مورد فشارهای روز افزور بر دانشگاه آزاد[اسلامی] و اینکه [آقای محمود احمدینژاد رئیس جمهور محترم ایران اسلامی] تهدید کرده که اگر شهریهها را پایین نیاورد فرزندان آقای جاسبی را مجبور به تحصیل در دانشگاه آزاد خواهد کرد، گلایه داشت. بخصوص این تهدید آخری را نمونه بارز کودکآزاری میدانست و میگفت یکی از فرزندانش گفته خودکشی خواهد کرد. مقداری دلجویی کردم، رفت.
====================
نیم ساعتی خوابیدم. ساعت هشت صبح با نعرههای [آقای حسین] موسویان از خواب بیدار شدم. آمده بودند که بگیرندش [و ببرندش و چوب توی آستینش کنند] که فرار کرده بود و خودش را به خانه ما رسانده بود و آنجا بست نشسته بود. مامورها را یک وردی خواندم، رفتند. به او تهمت [جاسوسی] زدهاند، در حالیکه عرضه این کارها را ندارد. سپردم یک اتاق موقتی به حسین بدهند تا آبها از آسیاب بیفتد.
============
عفت[خانم والده محترمه بچهها و زوجه خودمان] با دوستانش رفت روضه. خوشبختانه بعد از بیست و هفت سال، از صرافت عربی خواندن افتاد و دست از سر [کچل] ما برداشت. از سال ۶۱ تا ۸۵ در صرف میر مانده بود.
==================
سر صبحانه، سبزوار [رضایی میرقائد یا همان محسن رضاییِ خودمان] آمد. خیلی از دست دولت شاکی بود و از حرصش تمام صبحانه من را خورد. چنان [دو لپی] میخورد که بجز یک لقمه نان و پنیر چیزی به من نرسید. درخواست برخورد جدیتر با تیم [جناب آقای دکتر احمدینژاد] را داشت و میگفت که آخرش مجبور خواهد شد با یک آرپیجی ۷ به پاستور برود.
=========
آقای حسن روحانی آمد. بعد رفت.
============
ظهر گفتم کباب از بیرون بیاورند. خبر رسید که چند تا بچه به در خانه سنگ میزنند. باید بچههای [سرکار خانم] فاطمه رجبی باشند. یاد بچهگیهای مهدی افتادم که میرفت شیشههای خانه مهندس بازرگان را با سنگ میشکست. خدا [مهدی هاشمی آقازادهمان را ]حفظش کند.
====================
بعد از ظهر را به مطالعه [ گنج العرش] گذراندم. عفت آمد. یکی از خانمها در آنجا برای پسرش تقاضای کار کرده بود و عفت توصیهاش را کرد. گفتم [آن خانم؟ یا پسرش؟]خودش را به مرکز تحقیقات [استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام] معرفی کند. تشکر کرد.
=====================
شب محمد [خاتمی] آمد. چندتا جوک که [محمد علی] ابطحی برایش خوانده بود را گفت. خیلی خندیدیم. معتقد بود که یکی از بزرگترین فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی دوره اصلاحات، راه اندازی سرویس [اس] ام اس بوده است.
=================
آخر شب خسته شده بودم سر عفت را شیره مالیدم و برای رفع خستگی منزل را به قصد مرکز هدایت اسلامی کرج ترک کردم ...
===================================================== اکبر
امید است این روند صادرات در پرتو هاله سقراط زمانه و به دور از چشم بدخواهان بزغاله ای کماکان ادامه یابد و بزودی شاهد باشیم که آثار صدور اسلام را در مدخل هفت سوراخ دخوله انسانی ببینیم . انشا الله

تاتو در خدمت اسلام و مسلمین قرار گرفته است .
در حالی چهلمین روز در گذشت جانسوز این خانم دکتر جوان را بر گذار میکنیم که هنوز معلوم نیست چه کسی و به چه منظوری این خانم دکتر را خودکشی کرد . روحش شاد و قاتلانش رسوا باد
بی تردید ولایت مداران حضرت امام خامنه ای هیچگونه نقشی نداشته اند . چرا که ستاد امر به معروف و نهی از منکر زیر نظر حضرت امام خامنه ای فعالیت نمیکند .
به هر صورت باید به اکثر پسران معتاد و بی حال جمهوری اسلامی تبریک گفت . خوشحالیم که گسترش مواد مخدر باعث شده بی غیرتی از سر جوانان پرواز کند و انها به صورت دیگری پرواز کنند .

ای کاش پسر بودم و قدرت بدنی داشتم تا تک تک اخوندهای ولایت مدار و حرامزادگانشان را به بهشت میفرستادم . تا با رهبر و مولایشان امام سیزدهم ( خمینی بزرگ ) محشور گردند.
شعار ولایت مداران امروزی حسین حسین شعار ما ...... تجاوز و قتل افتخار ما
برای گسترش اسلام ناب محمدی به رهبری امام چهاردهم حضرت امام خامنه ای . صلوات
تقدیم به روح بی گناه تو دختر قربانی افکار اسلامی
به امید نابودی اسلام طالبانی امام خامنه ای
به امید اینکه خون بر زمین ریخته بیگناه تو دامن زنان بیت اقایان اسلامی را بگیرد